|
حرکت خزنده و با نقاب اصلاح طلبان به سوی بهارستان |
|
|
|
|
تاریخ انتشار : پنجشنبه ، ۲۹ دی ۱۳۹۰ ، ۱۹:۴۹ | کد خبر : ۳۳۲۸ | اخیراً جلسهای با حضور تعدادی از نامزدهای اصلاحطلب شهرهای مختلف که شانس رأی آوردن بالایی در انتخابات دارند...

علی رضائی / در اخبار چند روز گذشته که در رسانهها منتشر شد، آمده بود: «اخیراً جلسهای با حضور تعدادی از نامزدهای اصلاحطلب شهرهای مختلف که شانس رأی آوردن بالایی در انتخابات دارند، در بنیاد باران تحت مدیریت سیدمحمد خاتمی برگزار شده و به نامزدهای موردنظر تأکید شده است که با چراغ خاموش وارد عرصه رقابت انتخابات شوند.» بحث ورود اصلاحطلبان به انتخابات با استراتژی چراغ خاموش البته موضوع تازهای نیست و بسیاری از سیاسیون از مدتها پیش نسبت به این موضوع هشدار داده بودند. این هشدار نه از بابت ورود اصلاحطلبان به انتخابات که از بابت ورود عدهای به محدوده خانه ملت به حالت سینهخیز است که نگرانیهایی را برای دلسوزان انقلاب و نظام ایجاد کرده است زیرا انتخاب استراتژی چراغ خاموش توسط اصلاحطلبان برای ورود به مجلس که میتوان آن را به حرکت به حالت سینهخیز تشبیه کرد، این واقعیت را القا میکند که عدهای در حال پنهان کردن خود پشت پوششهای ساختگی هستند تا پس از رسیدن به مقصد، حمله را آغاز کنند چراکه همیشه پس از ورود عدهای به یک محدوده به صورت سینهخیز و پنهانی، باید منتظر حملهای باشیم و این یک سبک جنگیدن است در طول مراحل نبرد.
میل اصلاحات از دانستنیهای مردم اما در این شرایط که اصلاحطلبان برای ورود به خانه ملت با استراتژی چراغ خاموش و پنهانکاری اصرار دارند، باید ملاحظه شود که این روش بر اساس نظریات ساخته و پرداخته شده در دایره اصلاحات خصوصاً در طول سالهای قدرتمندی آنان، چقدر صحیح و موردتأیید است؟ یکی از مواضع محکم اصلاحطلبان و خصوصاً شخص خاتمی در دوران ریاست جمهوری تأکید بر این اصل بود که «دانستن حق مردم است». آنان با تأکید بر اینکه ما هیچ چیز پنهان از مردم نداریم و هر چه میگوییم و انجام میدهیم همان است که مردم میشنوند و میبینند، مدام بر این نکته پافشاری میکردند که «دانستن حق مردم است». بعد از انتخابات نهم ریاست جمهوری و شکست سخت حامیان دوم خرداد نیز این ژستهای مردم گرایانه میان اصلاحطلبان ادامه داشت و پس از انتخابات دهم و در دو سال اخیر و در اوج فتنه نیز آنان مدام در بوق و شیپور به بهانه ابراز هر دروغی میگفتند:«دانستن حق مردم است.» حال اگر به همان دوران ریاست جمهوری خاتمی و احوالات اصلاحات بعد از آن ایام بازگردیم و بخواهیم میزان پایبندی اصلاحطلبان به این شعارها را بسنجیم، به خوبی خواهیم دید که آنها در هر برههای دانستن برای مردم را در حیطه خواستها و منافع خود تعریف میکنند و در واقع دانستن آن بخش از مسائلی را که به زیان جریانات سیاسی مقابل خود میدیدند، حق مردم میدانستند و البته در این حیطه دانستن هر دروغی را هم حق مردم میدانند و از این بابت است که در فتنه ۸۸ هر دروغی را میبافتند و آن را به خورد حامیان خود میدادند! خاموش کردن چراغ مجلس با روشن کردن مواضع تند اصلاحات اکنون در این شرایط انتخاباتی اگر فرض را بر صحت ادعای اصلاحطلبان مبنی بر «دانستن حق مردم است» بگیریم، چند سؤال در خصوص استراتژی چراغ خاموش برخی از اصلاحطلبان برای ورود به مجلس پیش میآید: ۱- چرا در این شرایط سعی در پنهان کردن ذات اصلاحطلبی خود دارید؟ آیا در ماهیت اصلاحطلبی زائدهای قرار دارد که مردم فقط در صورت ندانستن آن به نمایندگان این طیف سیاسی رأی میدهند؟ ۲- اگر شرایط را بهانه کنند و بگویند که به اجبار باید چنین استراتژی را برگزینیم باز این سؤال پیش میآید که اگر به اصلاحات اطمینان کامل دارید و خود را در مسیر اهداف نظام و انقلاب میدانید، چطور است که به واسطه شرایط سعی در پنهان کردن خود پشت تابلوی دیگری دارید و آیا این عدول آشکار از مواضع اصلاحطلبی و فریب مردم در آگاهی و دانستن نیست؟ ۳- اگر برای ورود به خانه ملت، نیت خیر دارید و قصد شما تصویب قوانین مفید و مؤثر برای کشور است، آیا شایسته است که از الان با خاموش کردن چراغ اصلاحطلبی خویش، حق دانستن درباره شناسنامه کاری خود را از مردم سلب کنید تا با فریب عدهای از مردم موفق به حضور در مجلس شوید و بعد از آن، قصد خاموش کردن چراغ مجلس را با روشن کردن مواضع تند اصلاحات داشته باشید؟ سینهخیز سیاسی به سمت مجلس برای پیگیری اهداف فتنه اما در ورای این مسائل، واقعیت این است که اصلاحطلبان با اتخاذ استراتژی چراغ خاموش و حرکت سینهخیز به سمت خانه ملت، در درجه اول قصد پنهان کردن سابقه خود را در برابر تنفر ملت از مواضع تند اصلاحات دارند زیرا طبیعی است که اگر مردم از سابقه افرادی نظیر سید محمد خاتمی که امروز داعیه لیدری جریان اصلاحات را دارد، آگاه شوند و در این باره از دیدار وی با جورج سوروس یعنی همان شخصی که امروز مردم امریکا در جنبش اعتراضی وال استریت وی را در دسته یک درصدیها میدانند، مطلع شوند و نیز درباره سابقه برخی از اصلاحطلبان در قضایای فتنه ۸۸ و دریافت کمکهای مالی خاتمی برای کمک به فتنه بدانند و اسناد آن را مشاهده کنند، معلوم است که دیگر اصلاحطلبان رأیی در انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی نخواهند داشت. از این بابت است که عدهای از اصلاحطلبان پیوند خورده با فتنهگران امروز برای ورود به مجلس مجبورند خود را پشت نقاب دیگری نشان دهند تا بدین ترتیب و با سینهخیز سیاسی اگر توانستند خود را به صحن مجلس برسانند، آنگاه اهداف خود را پیگیری و فتنه را در مسیر دیگری احیا کنند. |